احمد بن محمد ميبدى
551
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
يكى از بزرگان صحابه در اين باب گويد : خنك مر آن بندهاى كه در آغاز عمر با تازگى دل و صفاى وقت و روزگار مساعد از دنيا برود ! چه كه در درنگ روزگار تغيير حال افتد و در صفا تيرگى آميزد و كدام نعمت است كه روزگار آن را تيره نكرده است ؟ لطيفه : يكى از عرفاى نامى انجمنى داشت . يكى از آن انجمن برخاست و گفت : اى شيخ دلى داشتم تازه و روشن ، و وقتى صافى ، و روزگارى با نظام ، آه كه روزگار بر من بشوريد و آن وقت صفا و روزگار از من برفت ! اكنون تدبير چيست ؟ شيخ فرمود : اى جوانمرد بنشين كه ما همه در اين ماتم نشستهايم ! پير طريقت در مناجات خويش گفت : الهى ، اين چه بتر ( بدتر ) روزى است ؟ ترسم كه مرا از تو جز حسرت نه روزى است ! خدايا ، مىلرزم از آنكه نه آرزم ! و از آنكه نه آرزم چه سازم ؟ جز آنكه مىسوزم تا از اين افتادگى برخيزم ، خداوندا ، از بخت خود چون پرهيزم و از بودنى كجا گريزم ؟ و تا چاره را چه آميزم ؟ و در هامون كجا گريزم ؟ كريما ، دل من كان حسرت است و تن من مايهء درد و غم ، نيارم گفت كه اين همه چرا بهرهء من ؟ نه دست رسد مرا به معدن چارهء من ! مرا تا باشد اين درد نهانى * تو را جويم كه درمانم تو دانى بزرگترين لطيفه : ( در وصف پيرى ) مصطفى ( ص ) فرموده : نوزاد تا به ادراك نرسيده آنچه كار نيك كند بهرهء پدر و مادر مىشود و اگر كارى بد كند به حساب آورده نمىشود ! و چون به سنّ ادراك و رشد رسد و مسلمان باشد ، دو فرشته نگهبان اويند تا او را از آفتها و بديها نگاه دارند و چون به سنّ چهل سال رسد خداوند او را از سه بلا ايمن دارد : - ديوانگى - خوره ( جذام ) برص ( پيسى ) و چون به پنجاه رسد كارهاى نيك او دو برابر محسوب گردد ، و چون به شصت رسد ، خداوند توبهء او را بپذيرد ، و چون به هفتاد رسد ، اهل آسمان او را اجابت كنند و لبيك گويند ! و چون به هشتاد رسد ، كارهاى نيك او ثبت و كارهاى بد او بخشوده مىشود ! و چون به نود رسد ، خداوند همه گناهان او را آمرزد و شفيع خانوادهاش قرار دهد و نام او نزد خداوند در دفتر اسيران زمين ثبت گردد ! و چون به صد سال رسد كه : ارذل العمر است و ديگر با داشتن دانشهاى پيش چيزى نمىداند عمل او نزد خداوند مانند زمان سلامت و صحّت ، مقبول و گناه او در نامهء عمل ثبت نمىشود « 1 » ! 71 - وَ اللَّهُ فَضَّلَ بَعْضَكُمْ عَلى بَعْضٍ فِي الرِّزْقِ . آيه . روزىها گوناگون است ، چنان كه روزى نفس و روزى دل و روزى روح باهم تفاوت دارند . روزى نفس ، گروهى را توفيق طاعت دهد و گروهى را رسواى معصيت دهد . روزى دل ، گروهى را حضور دل است و گروهى را غفلت با دوام قسوت ! و روزى روح ، قومى را كمال معرفت و صفاى محبّت است و جمعى را حبّ دنيا و مشغلهء علاقت است . يكى از عارفان گويد : بهترين و باارزشترين روزى آدمى توفيق عملى است كه او را بسوى رشد و معرفت براند و موجب مشاهدهء جمال حضرت حق گردد كه مصطفى فرمود : من زير سايهء پروردگارم هستم كه مرا خوردنى و آشاميدنى روزى مىدهد . 77 - وَ لِلَّهِ غَيْبُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . آيه . خداوند غيب خود را در مردم پوشانيد و اولياء خود را از بندگان پنهان داشت ! پس به غيب او كسى آگاه نمىشود جز خاصان اولياء و از وجود اولياء كسى بهرهمند نمىشود جز بندگان خاص و صديق خدا ، پس هرچند آگاهى بر غيب عزيز و گرانبها است ليكن آگاهى بر اولياء عزيزتر و سودمندتر است . [ آيات 89 - 78 ] ( تفسير لفظى ) 78 - وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ
--> ( 1 ) ملاحظه كنيد گذران عمر آدمى چه مراحلى دارد : يكى اثر گردش روزگار و بدى فرجام جوانى ! و ديگرى لطيفهء ايام پيرى ! كه چه تلخ و شيرين و ناگوار و گوارا است ! خداوند توفيق كار نيك دهد .